فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
177
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
اگر بلا كراهت مىخوريد آن را حاضر سازيم و اگر مكروه مىشماريد ، در دليل حليّت روباه شبهه داريد و در تقليد « 1 » شافعى نااستواريد . فقير گفتم : لازم نيست كه هر چه حلال باشد طبع او را لذيذ شمارد و از آن نفرت نكند ، چه در حديث صحيح ثابت شده كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلّم از گوشت سوسمار كراهت اظهار فرمود . خالد بن الوليد رضى اللّه عنه فرمود : يا رسول اللّه سوسمار حرامست ؟ آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم فرمود : نى ، حرام نيست ، بلكه حلال است . فامّا در زمين قوم من كه مكّه است اين حيوان نمىباشد و در آن ديار مردمانرا الفت با خوردن آن نيست . من طبع خود را از آن متنفر مىيابم ، فامّا حلال است . خالد بن الوليد رضى اللّه عنه گويد : من آن گوشت سوسمار بريان كرده را پيش كشيدم و در سفرهء پيغامبر در حضور آن حضرت تناول كردم . مىتواند بود كه گوشت روباه نيز نسبت با اين فقير همچنين باشد كه عادت به خوردن آن ندارم و طبع را ازو متنفر مىانگارم و اين قدح نمىكند در آنكه معتقد حليّت آن باشم . چنانچه حضرت صلى اللّه عليه و سلّم اعتقاد حليّت سوسمار داشتند و مع ذلك طبع ايشان از آن نفرت ميكرد و آنچه گفتهاند كه بايد كه حلال را مكروه نشمارند ، مراد از آن كراهت عقلى است بدان معنى كه نظر بعقل و دليل حليّت بايد كه آن را استحسان نمايد نه استهجان كند و اگر چه بحسب طبع مكروه شمارد و مستهجن انگارد و كراهت طبيعى با استحسان شرعى عقلى جمع مىشود . يكى از علماء حاضر فرمود : شايد حديث خالد در باب سوسمار صحيح نباشد . فقير گفتم : آن حديث در صحيحين بطرق معتبره ثابت شده است و معتمد و معتبرست . يكى از علماء حنفيّه كه حاضر بودند در رنگ قدح در مذهب شافعى گفت : حلال ساختن گوشت روباه با وجود ظهور خباثت و قذارت « 2 » او بسيار كاريست . فقير فى الفور گفتم : حرام ساختن گوشت اسب و شير او با وجود كمال طيبت و لطافت آن از آن كار غريبتر و دشوارترست . [ 77 پ ]
--> ( 1 ) - در اصل : تعلبد . ( 2 ) - در اصل : قدارت .